مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1230

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1624 ] فصل [ نهم ] : در تقرّح القطاط و حمرتها « 1 » قطاط ، نشستگاه را گويند و قال « الشارح » : و « هو مقعد الرّديف من الدواب . و من الانسان الموضع الذى بمنزلة ذلك فيه » « 2 » . بايد دانست گاه باشد كه از كثرت استلقا يا اصطكاك به فراش ، نشستگاه سرخ شود بعده [ يعنى پس از آن ] خراشيده گردد و بشكافد و متقرّح شود به قرحهء ردّيه و اين در بيماران ناتوان اكثر افتد . علاج : در اول امر يعنى هنگامى كه آنجا سرخ شده باشد ترك استلقا فرمايند اگر ممكن بود و حضض و اقاقيا و گل ارمنى و مازو و گلنار و جز آن ديگر روادعات طلا نمايند و آنجا را تر دارند به گلاب و سركه كه بر برف سرد كرده باشند . و آنجا كه ترك استلقا ممكن نباشد ، يعنى بيمار را از غايت ناتوانى از خفتن بر پشت چاره نباشد ، بايد كه آن را روزى چند بار بگردانند بر پهلو و نشستگاه را در هوا گشاده بدارند تا تكاثف گيرد و ايضا برگ بيد و كاورس و ريگ نرم زير او بگسترند و [ او را از ] فراش درشت و سخت دور دارند و هرگاه خراشيده شود و قرحه آرد ، به مرهم اسفيداج و امثال آن ديگر مجففات به سازند .

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Bedsore . ( 2 ) . ترجمه : « نفيس بن عوض مىگويد : قطاط ، مقعد حيوانات سرين‌دار را مىگويند و معادل آن در انسان را هم قطاط نامند » . م .